فوریه سال گذشته، کورال هارت، نویسنده ساکن کیپتاون آفریقای جنوبی، یک آزمایش را آغاز کرد: استفاده از برنامههای هوش مصنوعی برای تولید سریع رمانهای عاشقانه.
هارت طی هشت ماه بعد، ۲۱ نام مستعار مختلف ساخت و دهها رمان منتشر کرد. اما در جریان این کار، با محدودیتهای چتباتها در نوشتن درباره عشق و رابطه جنسی روبهرو شد؛ محدودیتهایی که به گفته او، کیفیت روایت و ظرافت احساسی داستانها را تحت تأثیر قرار میدهد.
برخی از ابزارهای هوش مصنوعی اساساً از تولید محتوای صریح خودداری میکردند، چون با سیاستهایشان مغایرت داشت. در مقابل، برخی دیگر مانند Grok و NovelAI میتوانستند صحنههای جنسی گرافیکی بنویسند، اما نتیجه اغلب از نظر بار عاطفی ضعیف بود و «وصال» در داستانها شتابزده و مکانیکی از کار درمیآمد. هارت میگوید Claude، چتبات شرکت Anthropic، از نظر نثر و جملهبندی بهترین عملکرد را داشت، اما در دیالوگهای اغواگرانه و شوخیهای جنسی چندان موفق نبود.
او درباره الگوهای تکراری این مدلها میگوید: «آخرش میرسید به قلبهای کوبنده و سینههای تپنده و یک سری چیزهای احمقانه. در پایان هر صحنه هم همه به شکلی کلیشهای در ملحفهها به هم گره میخورند.»
به گفته هارت، چتباتها در ساختن کشش و تنش جنسی هم ضعف جدی دارند؛ همان روند آرام و تدریجی «بالاخره میشوند یا نمیشوند؟» که خوانندگان ژانر عاشقانه دنبالش هستند. وقتی از مدلها خواسته میشد یک صحنه عاشقانه بسازند، معمولاً مستقیم به نقطه اوج واضح روایت میپریدند.
هارت در نهایت Claude را «منعطفترین» گزینه دانست و تلاش کرد راههایی برای عبور از سختگیریهای آن پیدا کند. از جمله روشهای او، دادن دستورالعملهای بسیار دقیق به Claude، ارائه فهرستی از سلیقهها و جزئیات مورد نظر، و تأکید بر این نکته بود که صحنههای جنسی قرار نیست صرفاً برای هیجانسازی اضافه شوند، بلکه برای پیشبرد داستان و منطق روایت ضروری هستند.
